♥ fun97♥
شاد باشید ;)
شنبه 24 اسفند 1392 :: نویسنده : علی گمنام :)

به نام خدای مهربان، خدای بهار و پاییز

ماجرای من و محسن

 

سوم بود یا چهارم درست نمیدونم. فروردین سال قبل بود.

با پیامک یکی از دوستام از ماجرا خبردار شدم: «مادر محسن امروز صبح در بیمارستان، به علت سرطان درگذشت»

مادرش جوان بود. محسن خودش مگه چند سالش بود؟! هنوز هفده سالش هم نشده بود.

چه روزهایی بود روزهای اول فروردین سال قبل ! طفلک محسن، مثل شمع می‌سوخت و آب می‌شد.

الان حدود یک سالی از اون ماجرا می‌گذره. و ما تقریبا فراموشش کردهایم. ولی محسن ...

همین چند روز قبل بهش گفتم، باید کمی خرید کنم، همراهیم میکنی؟ جوابش مثبت بود و پرسید: چی می‌خوای بخری؟

گفتم همین خرت و پرت‌های سال نو و عید و اینا رو دیگه.

کمی مکث کرد و گفت: بریم

یکی دو تا ماهی خریدم و یه سبزه و چیزای دیگه. هر چی اصرارش کردم که تو هم بخر بهونه آورد و نخرید.

اولش فکر کردم که شاید پول همراهش نباشه.

گفتم پسر تعارف میکنی؟ خب من حساب میکنم بعد ازت میگیرم. گفت نه بابا پول دارم، حوصلش رو ندارم.

کمی سر به سرش گذاشتم. برام سئوال بود خب چرا نمی‌خواد بخره؟

توی چشمام خیره شد و گفت داداش ما امسال عیدمون عید نیست، نوروزمون خیلی نوروز نیس، سبزه مون خیلی سبز نیس.

یادت باشه ما سال قبل همین وقتا مامان داشتیم و الان نداریم. عید با بودن مادر عیده!

***

تقویم امسال رو که مرور میکنیم

مناسبت‌های مختلفی رو توش می‌بینیم. هم تلخ و هم شیرین.

میدونید که فروردین امسال با ایام فاطمیه پیوند خورده؟

بله روزهای نخستین امسال، مصادف شده است با ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا علیها السلام.

و ما هم ممکن است در گوشه‌ای از این کشور باشیم و برنامه‌ای برای خودمون و خانوادمون دیده باشیم.

ان شاء الله که در پناه خدا باشید و با دعای امام زمان علیه السلام سالم و محفوظ باشید.

 

میشه همون طور که داریم ایام بهار رو میگذرونیم، از فاطمیه و یاد حضرت صدیقه علیها السلام هم غافل نباشیم.

میشه همون طور که توی مسیر میریم اگه به یه روستا و شهر رسیدیم و چشممون به یه مجلس روضه افتاد،

ترمز کنیم، بزنیم کنار و دقایقی شرکت کنیم.

میتونیم توی ماشین از پخش ماشینمون استفاده کنیم و از عزاداری بانو غافل نشیم.

میشه حتی توی دلمون و توی سکوت و تنهایی راز آلود وجود خودمون، بی آنکه حتی کسی متوجه بشه با حضرت سخن بگیم و بر او بگرییم.

آنکه باید بداند میداند و آنکه باید ببیند میبیند.

فروردین امسالمون رنگ فاطمیه داره. فاطمیه رنگ ماست، رنگ شیعه هست، علامت، نشان و برند شیعه هست.

فاطمیه همیشه با ماست و ما همیشه پاسش خواهیم داشت، چه در تابستان، چه در بهار و یا هر زمان دیگه.

 راستی حرف محسن یادمون نره:

عید با بودن مادر عیده!





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان فاطمیه،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 4 تیر 1396 12:46 ب.ظ
Outstanding quest there. What happened after? Good luck!
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 08:51 ق.ظ
I go to see every day a few sites and blogs
to read content, except this webpage gives quality based posts.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 12:59 ق.ظ
I have to thank you for the efforts you have put in penning this site.
I am hoping to view the same high-grade content from you later on as well.
In fact, your creative writing abilities has encouraged me to get my own website now ;)
شنبه 24 اسفند 1392 08:13 ب.ظ
بازهم سلام
شماهم لینک شدید
یه پیشنهاد دیگه
یه مطلب ثابت بزارید هم بد نیست
THE LIFE
علی گمنام :)سلام
ممنون بابت لینک و پیشنهاداتون
آره مطلب ثابت هم فکر خوبیه
رو مطلبش فک میکنم و ان شاء الله میذارم حتما
بازم ممنون
یا علب
شنبه 24 اسفند 1392 06:13 ب.ظ
کوچه ها منتظر بانگ قدم های تواند
تو از این برف فرو آمده دلگیر مشو
تو از این وادی سرما زده نومید مباش
دی زمانی دارد
وزمستان
اجلش نزدیک . . .!
THE LIFE
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


شادی...
مسئله این است :)

مدیر وبلاگ : fatemeh qorbani
نظرسنجی
سطح این وبلاگ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic